ولی برام سخت بود که بدترین فحشارو تو بهم بدی
خیلی سخت بود
خیلی
#آفتاب_پرست_نباشیم
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:03
برا همین افتادم با اون عزیزانی ک همسن مادرم هستن
مثل مادرم هستن واقعن••
ینی سر کلاس استاد هی میگه نذارید بچه هاتون فلان کاروکنن...
بعد طلبه ها هی شروع میکنن ب گله و شکایت از بچه هاشون:|
و من با چشمانی شبیه گربه ی شرک نگاهشون میکنم:/
خو من الان بچه هاتونو درک میکنم من خودم بچه م خو چرا آخه...
خو آخه کلاس فقهه مثلن...یه چیزی بگین ما هم درک کنیم...
#رد_دادگی
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:03
به بابا گفتم
معلوم بود خوشحال شده
با تموم مخالفتایی ک کرد مطمئنم ک خوشحاله
و شبم با به جعبه شیرینی اومد خونه و گفت اینم شیرینی طلبه شدنت:)
خدایا شکرت:))))
+بی نهایت خوشحالم
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:09
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:09
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:09
[درد و خند]
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53
دلم میخواد از اینستا خدافظی کنم دو روز بعد برگردم
ب بقیه چ؟
+آیدی عوض کردم:by.r0ya
+دلیل اینکه زهرا برام فن پیج زده رو درک نمیکنم...میخاد شاخم کنه یا چی؟
+میزنن پشت سرم حرف ولی فنمن تهش:|
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53
دارم نفس نفس میزنم
نمیدونم چمه
آخه...
اصن حالم خوب نیس برام دعا کنید
دیشب لرز کرده بودم...
یه شب تب یه شب لرز...
:(
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53
یه بار ک گفتم زیر آبی میرید خفه نمیشید؟
ک طرف اومد دایرکت گفت چرا
گفتم مگه زیر آبی میری؟
گف یه کم
چ صداقتی دارن مردم:|
یه بارم گفتم ببخشید ک تو دخالتاتون زندگی میکنم
اونیکع مخاطبم بود اومد گف خواهش میکنم دیگه تکرار نشه
:`|||
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53
+یه کانال دیدم تو تل که حرفاش انگار از زبون منه...یهو دیدم اسم ادمین رویاست:|
عجیب
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53
واقعن نمیدونم چی بگم
معرفت خیلیا ک هیچ ادعایی نداشتن از اونا ک ادعاشون میشد خیلی رفیقن و خیلی با معرفتن بیشتره
واقعن متاسفم واسه اونایی ک برا خراب کردنم پیش همه از گذشتم حرف زدن
گذشته ی من ب خودم مربوطه
وقتی تغییر کردم چ حقی دارن گذشتمو همه جا جار بزنن
چقد پستن این آدما
چقد تنهام خدا
چقد زود دورم خالی شد
چقد زود رفیقام شدن دشمنم
چقد آدما ترسناکن
چقد هیشکیو ندارم ک منو بفهمه
چقد هیشکی نیس
[بغض نوشت]
برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبریپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:53